تبليغاتX
نرم افزار
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 10:30  توسط محمد نوری مطلق  | 

رقیب جدید Office 2007 می‌آید !
www.zdnet.com

"سابیر باتیا"(Sabeer Bhatia) که یکی از موسسان سرویس پست‌الکترونیکی Hotmail محسوب می‌شود و در سال 1998 این سرویس را 400 میلیون دلار به مایکروسافت فروخت، هم‌اکنون تلاش می‌کند رقابت بیشتری را با مجموعه نرم‌افزاری Office مایکروسافت داشته باشد.
باتیا که چندی پیش شرکت InstaColl را تاسیس کرد، هم‌اکنون با شرکت‌های بزرگ گوگل، یاهو، Zoho، ThinkFree، Adobe و ... همکاری می‌کند و تصمیم گرفته است مجموعه نرم‌افزاری جدیدی را تحت وب به بازار عرضه کند.
این مجموعه نرم‌افزاری Live Documents نام گرفته و در اصل مجموعه‌ای از نرم‌افزارهای فلش است که شباهت زیادی به Office 2007 دارد و به کاربران امکان می‌دهد به صورت آنلاین و آفلاین از فایل‌های Office استفاده کنند.
"سابیر باتیا" در این باره گفت: «در حال حاضر ما فقط چند سال با ایجاد تحول بزرگ در دنیای نرم‌افزارهای تجاری فاصله داریم. در سال 2010 مردم دیگری نرم‌افزار نخواهند خرید. در آن زمان نرم‌افزارها به صورت رایگان روی اینترنت قرار خواهند گرفت تا کاربران از آن‌ها استفاده کنند. این بزرگ‌ترین مشکل پیش‌روی مایکروسافت محسوب می‌شود و درآمدهای این شرکت را کاهش خواهد داد.»

منبع: http://www.systemgroup.net/fa/view/style.asp?p=14.1&i=3228
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 15:17  توسط محمد نوری مطلق 

 picture of Lotfi Zadeh
پرفسور لطفي زاده در سال 1300 هجري شمسي در شهر باكو، ديده به جهان گشود. مادرش يك پزشك آذري و پدرش يك روزنامه‌نگار ايراني بود. سال‌هاي كودكي را در زادگاه خود گذراند. اما در ده سالگي، هنگامي كه استالين، فرمان عمومي كردن زمين‌هاي كشاورزي در سراسر اتحاد جماهير شوروي سابق را صادر كرد، وضع زندگي خانوادگي آنان رو به وخامت گذاشت. به ناچار، به همراه خانواده به سرزمين پدري، ايران، مهاجرت كرد و در تهران به تحصيل زبان انگليسي و ديگر معلومات ابتدايي پرداخت. لطفي‌زاده سپس وارد دبيرستان البرز تهران شد و تحصيلات متوسطه را با موفقيت به پايان رساند.


 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386ساعت 3:12  توسط محمد نوری مطلق  | 


درويشي قصه زير را تعريف مي کرد:
 

يکي بود يکي نبود ، مردي بود که زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود. وقتي مُرد همه مي گفتند به بهشت رفته است آدم مهرباني مثـل او حتما ً به بهشت مي رود.

در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي کيفيت فراگير نرسيده بود و استـقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد. فرشته نگهباني که بايد او را راه مي داد نگاه سريعي به فهرست نام ها انداخت و وقتي نام او را نيافت او را به جهنم فرستاد .

در جهنم هيچ کس از آدم دعوت نامه يا کارت شناسايي نمي خواهد هر کس به آنجا برسد       مي تواند وارد شود .

مَرد وارد شد و آنجا ماند . . .

چند روز بعد شيطان با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت:

"اين کار شما تروريسم خالص است! »نگهبان که نمي دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد: چه شده ؟

شيطان که از خشم قرمز شده بود گفت:

« آن مَرد را به جهنم فرستاده ايد و آمده وکار و زندگي ما را به هم زده . از وقتي که رسيده نشسته و به حرف هاي ديگران گوش مي دهد و به درد و دلشان مي رسد . حالا همه دارند در جهنم با هم گفت و گو مي کنند يکديگر را در آغوش مي کشند و مي بوسند . جهنم جاي اين کارها نيست! لطفا ً اين مَرد را پس بگيريد!! »

وقتي قصه به پايان رسيد درويش گفت:

« با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي خود شيطان تو را به  بهشت بازگرداند! »

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت 2:14  توسط محمد نوری مطلق  | 

 

ساختار علوم چگونه به وجود آمد؟ راز رشد علوم مختلف چيست؟ دانشمندان در رشته هاي مختلف در گذر قرون چگونه تربيت شدند؟ آيا رشد علوم و تربيت دانشمندان حاصل يک برنامه آموزشي و تربيتي است؟ اگر اين گونه است ، چرا تعداد دانشمندان معدود است ؟

در اين نوشتار و براي پاسخ به اين پرسشها، به ديدگاه هاي ميلتون فريدمن ، فريدريش آگوست فون هايک و کارل پوپر توجه شده است.



 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت 1:36  توسط محمد نوری مطلق